امروز ديگر علاقه ی مردم به اخبار زرد چیزی است عادی.همان طور که مردم در ایران دنبال این اند که ببینند همسر علی دایی کیه و چه شکلیه اروپایی ها هم دوست دارنند بدانند جواب سونو گرافی ویکتوریا بکهام چی بوده.فقط شاید شدت علاقه است که فرق می کند.
اما این که چرا قضیه ی خانم امیر ابراهیمی این قدر سر و صدا می کنه ولی رسوایی اخلاقی مهدوی کیا که توی آلمان خیلی صدا کرد و حتی شاید یکی از دلایل کاپیتان نشدن مهدی توی هامبورگ بود را خیلی ها در ایران نفهمیدند به نظرمن بر می گرده به رسانه ها.قضیه ی مهدوی کیا موضوع کاغذفروشی بود اما نزدیکی جام جهانی و مسائل روحی روانی باعث شد خیلی کم به این قضیه پرداخته شود.
و در مورد زهره(امیر ابراهیمی)شاید مستند بودن آن باعث جلب توجهات زیاد به آن شد.در این مورد هیچ رسانه ی معتبری دخیل نبود و تنها صحبت های کوچه و خیابان بود که خبر را بین مردم پخش کرد.اما از نکته ای که نباید غافل شد گرایش به سکس است.
بر اساس این گرایش دیگر شخص خاصی هم مهم نیست کافی است یه سی دی از این مدلش دست طرف بیفته تا دقایقی چند فارغ از دنیا و گرفتاری های آن جان را صفایی بخشد.فقط چیزی که هست این جوری میل جنسی ارضا که نمی شود هیچ تحریک هم می شود و با توجه به عرف و محدودیت های جامعه تنها راهی که می ماند خودارضایی است.
و اگر توانستید به یک فرد سیگاری بقبولانید"سیگار ضرر داره دیگه نکش"آن وقت می توانید به یه پسربچه که تازه صدایش دورگه شده حالی کنید"ای بابا ضرر داره".
تازه اون سیگاری را چند نفری هستند که بهش بگن سیکار نکش اما اون آقاپسر چی؟
2
نوشته شده در یکشنبه 14 آبان1385ساعت 6:55 بعد از ظهر  توسط محمد
|
مطلب را به بالاترین بفرستید: