جلب تکراری
راستش اومده بودم یه چیزی رو که مدت هااست می خواهم بگم و نمی گویم را بگم اما با خرابی ویندوز مواجه شدم پس فعلا یه دو روزی عقب افتادیم.
اینم یه مدل جلبیه دیگه.
2
نوشته شده در شنبه 31 تیر1385ساعت 9:37 بعد از ظهر  توسط محمد
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
پدر فوتبال
چقدر قشنگ بود آهنگی که بعد از هر بازی در جام جهانی پخش می شد.حس کل فوتبال را به آدم می رسوند.حسی دارد این فوتبال.حس این که ایتالیا بعد از شش سال از فرانسه و ترزه گه انتقام می گیره فرانسه ای که داشت حذف می شد.حسی که بعد از حذف انگلیس با دیدن چهره ی جرارد به آدم دست داد.حسی که با دیدن چهره ی مغموم فان باستن و خیلی صحنه های دیگر گرفتمون.
اصلا همین که در موقع پخش آهنگ یه عده از خوشحالی پرواز می کنند و یه عده ی دیگر گریه هم نمی توانند بکنند همین حس فوتباله.
آره خودشه هر چی نگاه می کنم می بینم این همان دنیا است.
2
نوشته شده در دوشنبه 19 تیر1385ساعت 9:45 بعد از ظهر  توسط محمد
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
آخر نقاشی
زنده ایم تا نقش هایمان را بازی کنیم و نقش بازی می کنیم تا زندگی نکنیم.
آدم و حوا تنها آدمیانی بودند که زندگی کردند آنها کسی را نداشتند تا برایش نقش بازی کنند.هرچه آدم ها بیشتر شدند بیشتر نقش بازی کردند و کم تر زندگی کردند.
اما...اما انگار آدم و حوا هم نقش هایشان را بازی می کردند آدم باید آدم می بود و حوا باید حوا.هرکس باید نقش خودش را بازی می کرد و می رفت اما خودش نمی دانست نقش بازی می کند تنها آیندگان فهمیدند.اما آنها هم نمی دانستند خودشان هم دارندنقش بازی می کنند.
همه ما نقش هایمان را بازی می کنیم و معلوم نیست آخر همه ی این نقش ها قرار است دنیا به کجا برسد.
2
نوشته شده در شنبه 3 تیر1385ساعت 9:58 بعد از ظهر  توسط محمد
|
مطلب را به بالاترین بفرستید: